تبلیغات
[RB:Code_Popup] کیوکوشین کاراته ماتسویی - چه چیزی سوسای اویاما را متمایز کرد؟!
 
درباره وبلاگ


بـسـم الله الـرحـمـن الـرحـیـم

به وبلاگ کیوکوشین کاراته اندیمشک (باشگاه رزمی رامین) خوش آمدید.

این وبلاگ متعلق به باشگاه رزمی رامین است.

تک تک نظرهای شما بازدیدکنندگان محترم برای من بسیار ارزشمند است.

امیدوارم با دادن نظرات و انتقادات خود جهت بهبودی هرچه بهتر وبلاگ راهنمایی کنید.

لطفا" در نظرسنجی وبلاگ شرکت فرمایید.

به دلیل به روز بودن وبلاگ از صفحات دیگر نیز بازدید فرمایید.

برای شادی زنده یاد شیهان علیرضا حاجی پور صلوات بفرستید.

مدیر وبلاگ : reza papi
نویسندگان
نظرسنجی
شما در كدام سبك كیوكوشین فعالیت می نمایید؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کیوکوشین کاراته ماتسویی
باشگاه رزمی رامین اندیمشک
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 26 مرداد 1390 :: نویسنده : reza papi

اویاما به قدرتهای فوق العاده ای دست پیدا کرده بود و این امر باعث شده بود اشکالات و نواقص دیگر

 سبکهای موجود آن عصر را به آنها تذکر دهد اما آنها به جای اینکه عملکردتمرین و شیوه های غلط خود را

 برای انسجام بخشیدن و پر قدرت کردن هنر رزمی یک کشورتغییر دهند با وی دشمنی کردند و یک

شکارچی را برای کشتن اویاما اجیر کردند شکارچی برای کشتن اویاما به جنگل رفت وی را پیدا کرد و در

حالی که نزدیک اویاما می شداویاما نیز به نزدیکی وی می رفت در یک لحظه در چند متری هم قرار

گرفتند شکارچی بهمحض نشانه رفتن به سمت اویاما با ضربه ناکایوبی اویاما مواجه شد ( ضربه بند

دومانگشت بزرگ ) و در جا جان داد این امر باعث شد اویاما برای همیشه کاراته را کناربگذارد و به سمت

 منطقه کیوتو روانه شد و به محل زندگی شکارچی رفت . موضوع را به خانواده شکارچی گفت و با

مشکلات زیاد یک سال به شکل مجانی برای آن خانواده کشاورزیکرد دیگر کیو کوشین را فراموش کرده بو

د و در طول این یک سال حتی یک تکنیک کاراته هماجرا نکرد , در این مدت مردان زیادی برای حمایت

اویاما به دیدنش می آمدند و از هرلحاظ به وی پیشنهاد هایی می دادند ولی اویاما به هیچ چیز به غیر از

 خدمت کردن به خانواده آن شکارچی که به ناخود آگاه کشته شده بود فکر نمی کرد بالاخره

خانواده شکارچی به اویاما گفتند : تو دیگر وظیفه ای در قبال ما نداری و ما نیز از تو رضایت کامل داریم

برای دیدن تمام مطلب به ادامه مطلب مراجعه کنید

 تو نیز برای قویتر شدن و خدمت به دیگران ما را ترک کن . اویاما باریدیگر به دنیای پر رمز و راز هنر های

رزمی برگشت و خود ایشان بیان می کردند پس ازگذشت یک سال , در حالی که حتی یک تکنیک هم

نزده بودم احساس می کردم قویتر شده ام وتسلط بیشتری در اجرای فنون دارم اویاما به یک کشتارگاه

گاه رفت و در آنجا ادعا کردمن می توانم با یک مشت خود , گاو را بکشم . آنها تعجب کردند ولی برای

ارضای حسکنجکاوی این مسئله را قبول کردند و به اویاما اجازه دادند تا این تمرین را انجامدهد . اویاما

روبروی یک گاو نر ایستاد و یک مشت قوی به قسمت میانی سر گاو زد و گاو پس از خونریزی مغزی از پا

افتاد و از همانجا بود که اویاما به نمایش خارق العاده خود یعنی مبارزه کردن با گاوهای نر وحشی

پرداخت , به مکانهای مختلف جهان سفر کرد و نمایش داد . در طول زندگی خود با 51 گاو وحشی مبارزه

کرد

وی برای به نظم در آوردن سبک خود بسیار تلاش کرد از جمله مبارزه کردن با افراد قوی دنیا که این نیز

یکی از کارهای عجیب وی بود که خود ایشان به نقاط دور دست دنیا سفرمی کرد تا فرد قوی را برای

مبارزه پیدا کند یکی از سفر های ایشان به تایلند ومبارزه کردن با کبری سیاه بود . داستان از این قرار

استاد اویاما برای مبارزه با قویترین مرد تایلند که قهرمان جهان هم شده بود ( در رشته موای تای ) به

آنجا سفر کرد . در سفر به تایلند با مترجم خود به روستایی که محل زندگی کبری سیاه بود رسیدند . یک

 روز قبل از اجرای مبارزه وی با اویاما , مترجم اویاما را برای گردش به رودخانه ده می برد . به رودخانه که

می رسند اویاما به صحنه­ای بر می خورد که برایش تعجب آور بود وی پسر بچه ای را دید که میان آب

است و دستهای خود را روی هم قرار داده و در این حالت به داخل آب نگاه می کند . دخترکی هم آن

طرف رودخانه به برادر خود نگاه می کند انگار که هر دو نفر منتظر اتفاقی هستند اویاما ازمترجم خود

 پرسید که آنها در حال انجام دادن چه کاری هستند ؟ در پاسخ مترجم گفت : صبر کن تا خودت ببینی !

پس از چند لحظه پسرک آب جلوی پای خود را به کمک پای راستخود در حال دورانی به شکل یک گرد آب

در آورد و ماهی را که میان این گرداب به بالاآمده بود توسط دستانش گرفت و برای خواهرش پرتاب کرد .

اویاما گفت : اوه ! عجب عکسالعمل سریع و چه پاهای پر قدرتی . به دنبال کشف این قدرت بود . مقداری

 که جلوتررفتند دیدند که خانه های مردم ده بالای درخت ساخته شده و مردم هم به خاطر این مسئلهو

برای اینکه هر روز می بایست چندین بار از این درختان بالا و پائین بروند دارایپاهای قوی و سریعی

هستند , بالاخره روز مسابقه فرا رسیدهمه کبری سیاه را تشویق می کردند وی دارای جثه ای قوی و

کاملا عضلانی بود . اویاماهم مصمم و با اطمینان کامل به میدان مبارزه نزدیک شد تا اینکه مبارزه شروع

شد وتکنیکهایی با احتیاط کامل از هر دو مبارز رد و بدل می شد تکنیکهایی که نمایانگرشناخت حریفان از

 همدیگر بود . کبری سیاه دارای پاهای قوی بود و استقرار وی که به ژاپنی داچی گفته میشود بسیار

فشرده بود . ضربات وی انفجاری و مهلک بود اویامابه مبارزه سختی دعوت شده بود از سوی دیگر هم

مردم شعار می دادند کاراته کار ژاپنی باید بمیرد .!کبری سیاه چند حمله فوق العاده سرعتی با گامهای

بلند داشت واویاما در یک لحظه و در تصمیمی قاطع به فکرش حرکتی خطور کرد که از یک پسر بچه

کوچک دیروز یاد گرفته بود بله اویاما مانند پسرک ماهی گیر پاهایش را دور زانوی کبری سیاه حلقه کرد و

 باتمام قدرت خود وی را به سمت بالا پرتاب کرد و در این حرکت غافلگیرانه حریف به پشت نقش بر زمین

شد و به نفس نفس زدن تند افتاد اویاما دستش را گرفت و ازاو پوزش خواست و گفت این هنر را از بچه

ای که اهل همین ده است دیروز یاد گرفته ام وامیدوارم کار ساز بوده باشد . کبری سیاه احترام عمیقی

به اویاما کرد و ماجرا به خوشی تمام شد.یکی دیگر از کارهای فوق العاده مرحوم اویاما شکستن سر بطری بود , وی بارها و بارها این کار را در

جاهای مختلف انجام داد . همچنین قادر بود سنگهای رودخانه را با دستان خالی خرد کند اما کاری که

ایشان درمبارزه با تعداد زیادی از مبارزان و جنگجویان قوی کرد بسیار جالب تر از مقام و لقب پدر

شکستن اجسام سخت است قبل از اویاما در تاریخ هنرهای رزمی یک کندوکار ( هنر رزمیکه توسط چوب

دستی , شمشیر) انجام می شود توانسته بود مبارزه 200 نفره را باموفقیت انجام دهد اما اویاما تصمیم

به مبارزه با 300 نفر از بهترین مبارزان که بیشتر آنها از شاگردان قوی اویاما که از قهرمانان جهان هم بودند

را می گیردفراخوانی می کند و در سه روز پیاپی در هر روز با 100 نفر مبارزه می کند در آخر بااینکه ایشان

آسیب دیده بودند باز اعلام آمادگی می کنند ولی دیگر کسی ابراز وجودنکرد اویاما در زندگی دچار تحولات

 زیادی شده , سختیهای بسیاری را تحمل کرده وریاضتهای زیادی برای ارتقای این هنر والا کشیده است

 پس چنین نتایجی فقط و فقطبرازنده ایشان است و بس شاید برخی ها با خواندن این داستانها و

عجایبی که اویاما خلق کرده با خود بگویند در تعاریف از اویاما اغراق شده است اما این را باید بگویمهر

آنچیزی که تا الان نوشته ایم و خواهیم نوشت واقعیت دارد و در صورت تمایل میتوانید نوشته های معتبر

 در مورد اویاما , خاطرات اویاما در مقاله های مختلف و حتیفیلمهای مستند این استاد بزرگ را مشاهده

 کنید تا به این باور برسید که اویاما یکواقعیت در هنرهای رزمی بود که دیگر مستاق وی را نخواهیم

یافت .کیوکوشین یعنی حقیقت نهایی و رسیدن به این مرحله مستلزم تمرینات کشنده روحی و جسمیاست ,

 بگذارید از اسرار کاراته بگویم ! مرحوم اویاما می گوید : [ اگر شاگردانم درمورد اسرار کاراته از من سوال

نکنند من همه تجربیات عادی خود را در اختیارشان میگذارم .


کاراته در نگاه اول به یک سیستم مبارزاتی و شاید دفاعی شباهت دارد که خیلی ازمردم به شکلی

تفریحی یا کاربردی از آن بهره جسته اند اما عمق و ژرفای کاراته خیلیفراتر از آن چیزی است که ما می

بینیم و آن به اندازه درک هر شخص مجسم می شود . روزیاویاما در مورد حالات ذن ( تزکیه , مراقبه )

برای تعدادی از خارجیان ( غیر ژاپنی ها)سخنرانی می کرد و تصمیم داشت در مورد مباحث ماورائی ذن

صحبت کند همان لحظه یک نفرعجولانه سوال کرد ؟استاد ذن را درک نمی کنم و فکر می کنم فقط برای

شما ژاپنی ها قابل درک است . اویامالبخندی زد و گفت : این طور نیست بگذار بگویم چگونه وارد ذن

شوی شما حتی می توانیهنگام آشپزی کردن هم وارد ذن شوید فقط باید همان کاری را بکنید که در حال

 انجام دادن آن هستید مثلا در کاراته ! شما تعدادی از تکنیکهای کارانه را با ذهنی مصمم , صادق

ومتمرکز انجام دهید اگر موفق شدید بدانید شما وارد مرحله ذن شده اید . البته اصل گفته شده مباحث

ریز دیگری هم دارد که در صورت تمایل شما عزیزان در مراحل بعدی برایشما خواهم گفت : بله این است

اسرار کاراته که به سادگی بیان می شود . اما برایرسیدن به مراحل اوج قدرت بایستی زحمات بسیار

زیادی را تحمل کرد . سختیهای روحی که گاهی اوقات بسیار سنگین تر از ضربات حریف است . حرفهایی

 که می بایست در دل بماند وموانعی که برای عبور از آنها هیچ کس بجز خدا شما را یاری نمی کند حتی

 نزدیکترین کسان شما را به حال خود وا می گذارند بعد از مدتی احساس می کنید کسی شما را درک

نمیکند مگر تنها کسانی که آن هم هر چند سال برای مدتی کوتاه به گونه ای گذرا به حال شما واقف

هستند و دیگر شما هستید و شما در میان همه دردها در این حالبایستی بهتقویت قوای درونی بپردازید

 و از هیچ چیز نهراسید به خود بقبولانید که شما از دیگرانپیشی گرفته اید.

اوس





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب